تحولات منطقه

مظفر سالاری، نویسنده رمان‌های تاریخی و دینی، بیش از هر چیز با رمان پرفروش «رؤیای نیمه ‌شب» شناخته می‌شود؛ اثری که با روایت داستانی عاشقانه در بستری تاریخی و مذهبی، در سال‌های گذشته به یکی از موفق‌ترین رمان‌های دینی معاصر تبدیل شده است.

از سریال «رؤیای نیمه شب» مأیوس شدم
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

مظفر سالاری، نویسنده رمان‌های تاریخی و دینی، بیش از هر چیز با رمان پرفروش «رؤیای نیمه ‌شب» شناخته می‌شود؛ اثری که با روایت داستانی عاشقانه در بستری تاریخی و مذهبی، در سال‌های گذشته به یکی از موفق‌ترین رمان‌های دینی معاصر تبدیل شده و تاکنون بیش از ۱۳۵ بار تجدید چاپ شده است. این روزها سریالی با اقتباس از این رمان و به همین نام به کارگردانی حسن آخوندپور روی آنتن رفته است. سریال «رؤیای نیمه ‌شب» از همان ابتدای پخش با واکنش‌های مختلفی از سوی مخاطبان و اهالی ادبیات روبه‌رو شد؛ اما شاید مهم‌ترین واکنش، انتقادهای خود نویسنده اثر به آن باشد. همزمان با پخش این مجموعه تلویزیونی، با مظفر سالاری درباره ماجرای شکل‌گیری رمان رؤیای نیمه‌شب، چرایی اقتباس آن، تجربه همکاری با سازندگان سریال و مهم‌ترین نقدهایش به این مجموعه تلویزیونی گفت‌وگو کرده‌ایم که می‌خوانید.

از ماجرای شکل‌گیری رمان «رؤیای نیمه‌شب» برایمان بگویید؟

کتابی با عنوان «العبقری ‌الحسان» وجود دارد که یکی از نویسندگان، آن را بازنویسی و ساده‌نویسی کرده است. این کتاب مجموعه‌ای از ۲۵۰ تشرف معتبر و موثق به محضر امام زمان(عج) را در بر می‌گیرد. نویسنده این کتاب با من صحبت کرد و پیشنهاد داد ۱۰مورد از این تشرفات را انتخاب کنم و بر اساس آن‌ها یک مجموعه داستان بنویسم. نخستین تشرفی که نگارش آن را آغاز کردم، تشرف ابوراجح حمامی بود. هنگام کار روی این داستان، طرح آن به‌تدریج در ذهنم گسترش پیدا کرد؛ شخصیت‌های جدیدی به آن افزوده شدند، صحنه‌ها توسعه یافتند و ارتباط میان شخصیت‌ها گسترده‌تر شد، تا جایی که احساس کردم این طرح دیگر ظرفیت یک داستان کوتاه را ندارد و برای نگارش یک رمان مناسب است. به همین دلیل، موضوع را با فردی که سفارش نگارش این اثر را داده بود مطرح کردم و گفتم به‌جای نگارش یک مجموعه داستان، می‌توانم بر اساس تشرف ابوراجح حمامی یک رمان بنویسم. از آنجا که رمان معمولاً مخاطبان بیشتری دارد، نسبت به مجموعه داستان ترجیح داده می‌شود و از نظر ادبی نیز اعتبار بیشتری برای آن قائل هستند، ایشان با این پیشنهاد موافقت کرد و در نهایت رمان رؤیای نیمه‌شب به نگارش درآمد.

فکر می‌کنید با پخش سریال، رؤیای نیمه‌شب دوباره وارد چرخه پررنگ‌تری از چاپ و فروش شود؟

رؤیای نیمه‌شب هم ‌اکنون در جریان فروش قرار دارد. این کتاب هر ماه تجدید چاپ می‌شود و تاکنون ۱۳۵ بار به چاپ مجدد رسیده است. من برای این اثر از هیچ رانت یا حمایت ویژه‌ای استفاده نکرده‌ام. هیچ ‌جا نمی‌بینید که مثلاً دولت برای این رمان تبلیغ کرده باشد یا از آن حمایت تبلیغاتی ویژه‌ای صورت گرفته باشد. تنها عاملی که موجب ماندگاری این اثر شده و همچنان برای آن مخاطب ایجاد می‌کند، توصیه خوانندگان به یکدیگر است.

بهتر است مخاطب ابتدا رمان رؤیای نیمه‌شب را بخواند و سپس سریال را تماشا کند، یا برعکس؟

به نظر من، هر دو مسیر مناسب است. اکنون بسیاری از افرادی که رمان را خوانده‌اند، هنگام تماشای سریال، خودشان قضاوت می‌کنند که چه تغییراتی نسبت به رمان در آن ایجاد شده است و این تغییرات را از نظر مثبت یا منفی بودن مورد ارزیابی قرار می‌دهند. در واقع، مخاطب به نوعی دست به نقد اثر نیز می‌زند. از سوی دیگر، این احتمال هم بسیار زیاد است افرادی که ابتدا سریال را می‌بینند، ترغیب شوند رمان را بخوانند تا ببینند داستان در نسخه مکتوب چگونه روایت شده است. به نظر من، این دو رسانه مکمل یکدیگر هستند کما اینکه دو رسانه متفاوت هستند و هر کدام جهان ویژه خود را دارند.

نگارش فیلم‌نامه و اقتباس از کتاب، با هماهنگی و نظر خودتان بوده است؟

پس از اینکه دوستان مجموعه اوج با من صحبت کردند و گفتند قصد دارند این کتاب را به فیلم یا سریال تبدیل کنند، دلایل خود را نیز مطرح کردند و توضیح دادند که چرا این اثر از نظر آن‌ها ظرفیت اقتباس دارد. آن زمان به من گفتند این رمان با وجود ارزش‌هایی که دارد، اثر بسیار بلند و مفصلی نیست و در بهترین حالت، ظرفیت ساخت یک مجموعه سه یا چهار قسمتی را دارد. به همین دلیل، مبلغی که بابت حق اقتباس به من پرداخت شد نیز چندان زیاد نبود. در واقع، این ‌گونه وانمود کردند که قرار است اثری کوتاه و سه یا چهار قسمتی بر اساس این رمان ساخته شود، اما بعدها اتفاق دیگری رخ داد و ظاهراً داستان را به شکل گسترده‌ای بسط دادند. همان ‌طور که در تیتراژ سریال نیز نوشته شده است، این اثر «اقتباس آزاد» از رمان رؤیای نیمه‌شب است؛ یعنی سازندگان هر تغییری را که لازم دانسته‌اند، در شخصیت‌ها، فضا و خط داستانی ایجاد کرده‌اند. البته من تاکنون بیش از دو قسمت از سریال را ندیده‌ام. نکته جالب اینجاست که این مجموعه حدود دو یا سه سال آماده پخش بوده، اما انتشار آن به تعویق افتاده است. در تمام این مدت، می‌توانستند نسخه‌ای از سریال را در اختیار من قرار دهند یا دست‌کم درباره تغییراتی که در داستان ایجاد کرده بودند، نظر مرا جویا شوند اما چنین اتفاقی هرگز رخ نداد و درباره هیچ‌ یک از مسائل مربوط به سریال از من نظرخواهی نشد. در حالی که من، به‌عنوان نویسنده و فردی باتجربه در داستان‌نویسی، می‌توانستم در این مسیر کمک‌های مؤثری داشته باشم. اما پس از واگذاری حق اقتباس، برخوردی که با من شد، این احساس را ایجاد کرد که گویی کتابم را به آن‌ها سپرده‌ام و دیگر هیچ حقی برای اظهار نظر درباره سرنوشت آن ندارم. احساس کردم پس از واگذاری اثر، تصورشان این بوده که می‌توانند هر تغییری را که می‌خواهند در آن ایجاد کنند.
برای نمونه، قسمت اول سریال که من دیدم، تقریباً هیچ شباهتی به کتابم نداشت. در همان آغاز، تعداد زیادی شخصیت وارد داستان می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که مخاطب فرصت نمی‌کند یکی را بشناسد که چند شخصیت دیگر وارد می‌شوند و هر کدام ماجرای خود را دارند.
این مسئله، به‌ویژه در قسمت اول موجب سردرگمی مخاطب می‌شود. از سوی دیگر، آغاز سریال، با صحنه‌هایی مانند آزاد شدن آن شخصیت مغول و کشتارهایی که رخ می‌دهد، بیشتر به فیلم‌های فانتزی و اکشن هالیوودی یا آثار تجاری شباهت دارد یا مثلاً همان صحنه‌ای که در قسمت اول، شخصیت دختر با شمشیر از روی بام و با طناب به پایین می‌آید، بیشتر یادآور آثار فانتزی یا انیمیشن‌های نوجوانان است تا یک روایت تاریخی و واقع‌گرایانه. این بخش‌های فانتزی نه‌تنها چندان باورپذیر از کار درنیامده‌اند، بلکه در اجرا نیز ضعف‌هایی دارند. در بخش‌هایی نیز از هوش مصنوعی استفاده شده است.
در قسمت دوم، اندکی ارتباط میان داستان سریال و رمان دیده می‌شود، اما هر بخشی از داستان که احساس کرده‌اند ظرفیت بیشتری دارد، به‌طور کامل تغییر و گسترش داده‌اند. برخی صحنه‌ها و فضاسازی‌ها واقعاً زیبا و چشم‌نواز هستند و نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت، اما نگرانی من این است که همین فضای فانتزی، بعدها بر مهم‌ترین بخش داستان، یعنی تشرف ابوراجح به محضر امام زمان(عج) نیز سایه بیندازد. اگر مخاطب از ابتدا با فضایی اغراق‌آمیز و غیرواقعی روبه‌رو شود، ممکن است هنگام رسیدن به بخش اصلی و معنوی داستان نیز آن را در همان چارچوب فانتزی تفسیر کند و باورپذیری آن کاهش یابد. در حالی که محور اصلی این اثر، تشرف ابوراجح به محضر امام زمان(عج) است و به اعتقاد من، چنین روایتی نیازمند فضایی کاملاً واقع‌گرایانه، باورپذیر و رئال است تا مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند و آن را بپذیرد.

به نظر شما اگر اقتباس عین به عین از روی کتاب انجام می‌شد، اثر بهتری ساخته می‌شد؟

اگر کسی بخواهد یک رمان را عیناً و بدون هیچ تغییری به فیلم تبدیل کند، به اعتقاد من کار درستی انجام نداده است. در فرایند ساخت فیلم، باید از ظرفیت‌هایی که رمان در اختیار می‌گذارد، به بهترین شکل استفاده شود. طبیعتاً در رسانه فیلم، برخی عناصر و جزئیات باید متناسب با اقتضائات این قالب تغییر کنند و من این موضوع را می‌پذیرم. اما تصور می‌کنم آنچه در سریال رؤیای نیمه‌شب رخ داده، از این جنس نیست. تغییرات و اضافاتی که به داستان وارد شده، نه در راستای آشکار کردن بهتر ظرفیت‌های رمان، بلکه برای پوشاندن و کمرنگ کردن همان قابلیت‌ها بوده است. به نظر من، مشکل اصلی دقیقاً همین ‌جاست. احساس می‌کنم در روند پرهیاهوی تولید این اثر، ارزش‌ها و ویژگی‌های اصلی رمان، که عامل استقبال مخاطبان بوده، تا حد زیادی فراموش شده است.

در کل سریال را با تمام این موارد چطور ارزیابی می‌کنید؟

صادقانه بگویم، کاملاً مأیوس شدم. از مجموعه اوج انتظار بسیار بیشتری داشتم. با توجه به کارهایی که پیش از این انجام داده و آثاری که از روی تعهد و شناخت تولید کرده بودند، تصور می‌کردم این بار نیز اثری بسیار سنجیده و دقیق ارائه کنند اما احساس می‌کنم در روند تولید، کار از دستشان خارج شده است؛ به فیلم‌نامه‌نویس اعتماد کرده‌اند، سپس کارگردان نیز بر همان اساس پیش رفته و در نهایت، وقتی بخش‌هایی از صحنه‌های زیبا و فضاسازی‌های چشم‌نواز که با استفاده از هوش مصنوعی خلق شده بود را دیده‌اند، تصور کرده‌اند کل اثر نیز به همین کیفیت خواهد بود. تنها چیزی که هنوز نشان می‌دهد این اثر همان رؤیای نیمه‌شب است، عنوان سریال است؛ زیرا از همان ابتدا تأکید کردم نام اثر نباید تغییر کند و خوشبختانه همین عنوان حفظ شد. با این حال، شخصیت‌هایی که اکنون در سریال می‌بینیم، نه هاشمِ رمان هستند و نه ریحانه‌ای که مخاطب بتواند با او ارتباط عاطفی برقرار کند. آن عشق پاک، عفیفانه و لطیفی که در رمان وجود داشت، در سریال چندان احساس نمی‌شود.
شخصیت‌ها فرصت کافی برای شکل‌گیری و همذات‌پنداری به مخاطب نمی‌دهند. با وجود همه این نقدها و با اینکه احساس می‌کنم در روند تولید، برخورد کاملاً حرفه‌ای صورت نگرفته است، لازم می‌دانم از مجموعه اوج تشکر کنم. به هر حال، آن‌ها به سراغ رمانی رفته‌اند که اثری دینی است؛ رمانی که درباره امام زمان(عج) و همچنین وحدت میان برادران شیعه و سنی سخن می‌گوید؛ موضوعی که همواره افرادی در تلاش هستند به آن آسیب بزنند. بی‌شک آن‌ها ارزش‌هایی در این رمان دیده‌اند که تصمیم گرفته‌اند آن را برای اقتباس انتخاب کنند. از این جهت، به نظر من مسیر درستی را آغاز کرده‌اند؛ زیرا می‌توانستند به سراغ آثار دیگری بروند، اما این رمان را برگزیدند. با این حال، در مرحله ساخت، احساس می‌کنم مدیریت پروژه آن ‌گونه که باید کامل و منسجم نبوده است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha